مینویسم...

می نویسم...
می نویسم از تو برای تو و دور از تو و تو آنگونه ای...
بدون هراس از خوانده شدن...
بگذار همه بدانند...

می نویسم برای تو...
برای تویی که بودنت را...
نه چشمانم میبیند...
و نه گوش هایم می شنود...
و نه دستانم لمس می کند...

تنها با شعفی صادقانه ...
با دلم احساست می کنم....

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arad...

ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺹ ﺑﺎﺷﻪ ! … ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺭﺵ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻭ ﺍﻭﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﮐﻨﻲ . ﺧﻮﺩﺵ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺷﻤﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮐﻨﻪ … ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻫﺮ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﮐﻨﻴﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﺸﻮﻥ ﻣﺎﻟﻪ ﺷﻤﺎﺳﺖ … ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﻴﺪﻩ ﻭ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﻟﻪ ﻣﻨﻪ ! ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺑﺎﺷﻴﺪ . . . ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﻤﻮﻧﻪ !

sadegh

باز هم بلند شو ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

arad...

حقیقت خیلی هم شیرینه خواهر اوااااااااااااااااااااااااااااا[عینک]

mohammadreza

گاهی آدمهای تنها خیلی خوش شانس هستند...... چون کسی رو ندارن که از دست بدن.......[گل]

mohammadreza

جلوى بعضى خاطره هابايدنوشت آهسته بيادآوريد خطرريزش اشك

mohammadreza

احساس دل ...[ناراحت] خیلی وقته از غم میخونم غریبه شده واسم ...

امیرمصطفی

سلام زیبا بود و جالب. آهنگ وبتم جالب بود. با تبادل لینک موافق بودی خیبر بده. بلینک با نام از چی بگم...

حمید

سلام.من تو وبلاگ تو بیشتر از هرعکست از این تصویر خوشم اومد غروب.منم درباره عشق به این نتیجه رسیدم که عشق فقط یه افسانه هس همین.که ما فرض میکنیم عاشق همدیگه هستیم.[قلب]

حمید

نازم به ناز اون دوچشما نازت که به نازنین ترین نازش مینازند

حمید

بقول مولوی//بشنو از عشق چون حکایت میگند*از جدایی ها شکایت میکند(بقیش یادم نیس ولی شعر خیلی خوبیه)