چی بگم؟؟؟؟

دیگر برای گفتن بهانه نیست!

خشک است گلوی حرفهای هر روزی....

از چه بگویم؟؟؟

از عشق؟؟؟؟؟؟

از امید؟؟؟

از روزهایی که در فرار میگذرد؟؟؟

از تیک و تاک ساعت و چهار سوی یک اتاق و تنهایی؟؟؟

یا از شبهایی که جای روز میشود و روزهایی که هیچ...؟؟

در پی چه باشیم؟؟؟

آینده ای نامعلوم؟

حق هایی که میخورند و یا عشق هایی که میکشند؟

کدام؟؟؟؟

تنها میبینیم ، سکوت میکنیم و میشکنیم....

با این همه فقط یک " کاش" باقی میماند...

کاش هیچگاه بزرگ نمیشدیم...

/ 2 نظر / 8 بازدید
پویا

ﻋﻘﻞ ، ﺩﺭﺱ ﺣﺬﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ، ﺑﻪ ﺩﻝ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﮔﻔﺖ ﺩﻟﻢ : ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﺍﺳﺘﺎﺩ !!! سعید سلیمان پور[گل]

فاطی

سلام گلم وبت واقعا جالبه ... به منم سر بزن ... نظر یادت نره ...