کاش....

دیــگر دوستتــــــ نـــدارم

ایــن حـرفـــــ را هــر لحظهـ برایـــــ دلـم زم زمهـ مـیکنـم

تـا خـــودمـو  رازیــــــ نـگهــــدارم و دلــــ تنگـــــ تــو نـشوم

و  سیـگـاریــــــــــــــ  روشـــــن مـیکنـم

و بـا هــر پـوکــــــــــ مـیخـواهــم  دلـــــم را مهـ آلــود کنــم

تا شایـد تو رو درون ایـــن مهـ  فــرامـوش کنهـ

و سراغـــــی ازتـــــــــ نــگیــرهـ...

***

خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده
یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛

دوستـش داشتـم , دوستـم داشت

دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد

مانـــــده ام , رفتـــــه

هستـــــم , ولــــی او نیـــست...

به همیـن سادگی ...

فقــــط ...
***

بـב ترین حالت ممڪن اینہِ ڪہِ
وقتے باهاش قہِری پیامڪ میاב
 تن و بـבنت میلرزه چون فکر میڪنے اوونہِ
بعـב ڪه میبینے اون نیست 
خیلے בاغون میشے
ولے غرور لعنتی و حرفایے ڪہِ ازش شنیدے روز آخر
اجازه نمیده بہِش زنگ بزنے
منتظرے اون اول بیاב سمتت
اونم نمیاב
توام نمیرے
یہِ رابطہِ توو اوجش بہِ همین راحتے تموم میشہِ.....!


 
 
/ 24 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زبل خان

شاید برای آمدنت دیر کرده‌ای وقتی نگاه آینه را پیر کرده‌ای دیری است آسمان مرا شب گرفته است خورشید من، برای چه تأخیر کرده‌ای؟

زبل خان

ارزش هر حرفی . . . در درست شنیدن آن است . . . ارزش هر عشقی . . . در درک درست معشوق آن است . . .

زبل خان

مهم نیست عمر “کوتاه” باشد یا “بلند” مهم ، نفس هایی ست که با او “کوتاه” و بی او “بلند” کشیده می شود

زبل خان

کاش چراغ قرمزی بود که در حسرت سبز شدنش یه عمر نگاهش میکردم

زبل خان

هرکس بد ما به خلق گوید دیده به بد نمیخراشیم... ما نیکی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم...

زبل خان

از خوبیهای دیگران برای خودت یه دیوار بساز... پس هر وقت بهت بدی کردند یه آجر از دیوار و بردار... انصاف نیست که همه دیوار و خراب کنی...

احمد پایمرد

تو ان جامی که می رقصی بدست مست می خواری من ان شمعم که میگریم سربالین بیماری دل من در خموشی بامن امشب راز میگوید چومهتابی که نجوا می کند با کهنه دیواری. سلام .متنای خوبی داری موفق باشی[لبخند][گل]

roya

[چشمک][چشمک]

ARAD...

اگه ما خودمونو تحویل نگیریم پس شما میگیری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟