خاطرات...

میگفتند: سختی ها نمک زندگی است...

اما چرا کسی نفهمید که نمک برای من که خاطراتم زخمی است، شور نیست...

مزه درد میدهد...

***

باران که می بارد دلم برایت تنگ تر میشود...

راه می افتم...

بدون چتر...

من بغض میکنم... آسمان گریه!

***

بی منطق ترین عضو بدنم چشمانم هستند...

میبیند دیگر " دوستم نداری" اما...

هنوز تشنه ی دیدنت هستند...

***

من و تو از همان روز اول محکوم به از دست دادن هم بودیم...

تو همان یک ذره احساست را و من...

همه ی زندگی ام را...

/ 3 نظر / 6 بازدید
matin

با سلام.... وب جالب و زیبایی دارین.خوشحال میشم از وبلاگ ما هم دیدن کنید. نظرم بدیاااا یادت نره! اگه لینک هم کنی که عالی میشه،لینک کردی خبر بده یادت نره بیای، اینجا منتظر داری. راستی هر روز یک داستان و مطلب جدید داریم ، بیا و بخون

رضا

سلام .. آهان . افتاد یادم .. من این جمله رو بهمن پارسال نوشتمش ((‌حرفی نیست که گفته بشه... جز اینکه وقتی یاد خاطره ای بیفتی و دیگه نشه اون خاطره تکرار شه... اون وقته که معنی افسوس رو میفهمی... )) وقتی الان تو وب تو دیدمش اون حرف رو زدم . اگه الان بود به جای اون جمله می نوشتم کاش هیچ وقت فرصت هامون به خاطره تبدیل نمی شد ..

خسرو پيري

هيچ خيابان بن بستي يكطرفه نيست هيچ خيابان يكطرفه اي بن بست نيست زندگي خياباني يكطرفه است پس بن بست نيست راه بازگشتي نيست اما مي تواني بايستي و دوباره شروع كني[گل][گل]