مرد رویاها...

 

جاده ی من به سوی <مرد رویاها> مسدود شد...

این جاده نه < دور برگردان> دارد و نه < خروج اضطراری > ...

کاش حداقل یک پرتگاه داشت...

و یک تابلوی خطر سقوط...

میخواهم میانبر بزنم ، به مقصد مرگ...

کاش تو این جاده...

 یک تابلو نصب میکردند...

 " تو "

2 کیلومتر....

/ 5 نظر / 5 بازدید
یاسمن سپید

و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد... روزگار غریبی است نازنین... آنکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد... شاملو

مهسا

سلام سپیده جون.ممنون که لینکم کردید.منم شما رو با نام تبسم عاشقی لینک کردم[گل]

*فاطمـــــــــه*

شب است . . . کلنجار میروم با خودم با دلتنگی هایم با قلب له شده ام با غرور شکسته ام سراغش را بگیرم ...نگیرم...بگیرم...نگیرم نزدیک صبح است ...دل را به دریا زدم مشترک مورد نظر در حال مکالمه می باشد ....

alone

در ساحل زندگی قدم میزدم،همه جا 2رد پا دیدم: جای پای من وخدا.به سخت ترین لحظه ها که رسیدم فقط 1جای پا دیدم. گفتم خدایا مرا در سخت ترین شرایط رها کردی؟ ندا امد:تو را در سخت ترین شرایط به دوش کشیدم